اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً عید سعید غدیر بر شیعیان جهان مبارک باد

التماس دعا



خبر | عمومي
چهارشنبه‌سوري از مظاهر آتش‌پرستي است

يكي از اساتيد حوزه علميه قم گفت: چهارشنبه سوري از مظاهر آتش‌پرستي و از ديدگاه اسلام مردود است، اما عده‌اي مي‌خواهند به آن رنگ و بوي اسلامي دهند.

به‌ گزارش مرکز‌ خبر ‌حوزه، حجت‌الاسلام والمسلمين يوسفي غروي در بيست‌وهفتمين نشست از سلسله نشست‌هاي با گفتمان عقايد و انديشه‌ها با عنوان «خرافات در آيين‌هاي ملي»، به بعضي از آيين‌هاي آخر سال اشاره کرد و آنها را غير ديني و مردود دانسته و گفت: مسئله خرافي که ايرانيان بر آن مبادرت مي‌ورزند، مراسم چهارشنبه آخر سال است که به چهارشنبه سوري معروف و جايگاه ويژه‌اي براي خود پيدا کرده است، گويي اين شب آخرين مهلت براي تدارک جشن‌هاي نوروزي است.

وي، چهارشنبه سوري را از مظاهر آتش‌پرستي عنوان کرد و گفت: با توجه به قداست و اهميت آتش در فرهنگ قبل از اسلام، جشن سوري در ايران رايج بوده است،‌ اما چهارشنبه را بعد از ظهور اسلام به آن اضافه کرده‌اند و نظراتي در اين زمينه ارائه داده‌اند تا به آن رنگ و بومي اسلامي بدهند، در حالي که اصل اين جريان مردود است.

حجت‌الاسلام والمسلمين يوسفي غروي با نقد برداشت‌هاي انحرافي در حديث منسوب به اميرالمومنين (ع) مبني بر تاييد ايام نوروز، گفت: تاييد معصومين (ع) در مورد عيد نوروز به خاطر پرداختن به اعمال نيک مانند صله ارحام و دعا و نيايش است، نه اينکه بخواهند خرافات و رسوماتي که با اسلام سازگاري ندارند را تاييد کنند.

وي بعضي از مرسومات مربوط به ايام نوروز را از جمله سفر عيد و گردش و تفريح در 13 فروردين را امري مباح دانسته و افزود: اين کارها امري مباح به شمار مي‌روند ولي چون با خرافات زيادي همراه است و بعضي افراد به اين خرافات صبغه ديني مي‌دهند، امري بسيار نامطلوب است.

اين پژوهشگر حوزوي افزود: عده‌اي نوعي قداست براي چهارشنبه سوري قايل هستند و شايد در بعضي جاها بيشتر از شب قدر به آن اهميت مي‌دهند و براي رفع نگراني و پيش‌بيني آينده، مراسم ويژه «فالگوش» و «فالکوزه» که همراه با ترانه و شعرهاي بي اساسي انجام مي‌گيرد و خيلي از آداب و آيين‌هاي خرافي در برگزاري شب چهارشنبه آخر سال وجود دارد که ذکر آن ساعت‌ها به طول مي‌انجامد.

وي خاطرنشان ساخت: اينکه در آخر سال به زيارت قبور مي‌روند، اشکال ندارد، چون طلب مغفرت از خدا براي اموات محدود به زمان نيست و در متون ديني نيز بر آن صحه گذاشته شده، ولي هر چيزي که عقل آن را مردود مي‌داند، خرافه است.

حجت الاسلام والمسلمين يوسفي غروي افزود: اگر به مردم بگوييم اصل اين آيين‌ها خرافه است و از آن دست بردارند، اين کار شدني نيست ولي بايد گوشزد کنيم به جاي اينکه به عنوان مثال براي بر آمدن حاجات شعر‌هاي بي‌اساس بخوانند و اعمال خرافي انجام دهند، به دعا و قرآن خواندن و توسل به اهل بيت (ع) و صدقه نذري سوق دهيم

نقل:از رجا نیوز



برچسبها : خبر
نوشته شده توسط در پنجشنبه 20 اسفند 1388 ساعت 23:31
اخلاق قرانی | عمومي

 

 

جاه طلبى

 

هر كس به چيزى علاقه مند است، بعضى به مال عشق مىورزند، بعضى ديگر به جمال، گروهى خواهان كمالند، ولى جمعى طالب مقامند و اين گروه اخير را جاه طلب مى نامند، دوست دارند مردم همه به آنها احترام بگذارند، و به خانه آنها رفت و آمد داشته باشند، و به اصطلاح از ديگران يك سر و گردن برتر باشند، آخرين سخن، سخن آنها باشد و كسى روى حرف آنها حرف نزند، هر چند عقل و كفايت و درايت لازم براى اين امور را نداشته باشند. اين گونه افراد را جاه طلب و طالب اسم و آوازه و مقام مى نامند.

اين صفت غالباً در افراد بزرگسال پيدا مى شود، و در جوان و نوجوان كمتر است، و گاه تا آخر عمر از انسان جدا نمى شود، تمام نيروهاى او تحليل مى رود; ولى جاه طلبى همچنان در اعماق قلبش به قوت خود باقى است، بلكه با افزايش سن قوى تر و گسترده تر مى شود.

اين صفت رذيله سرچشمه بسيارى از مفاسد فردى و اجتماعى است، انسان را از خدا و خلق خدا دور مى كند و او را براى وصول به مقصدش به دنبال گناهان خطرناكى مى فرستد، و از همه بدتر اين كه در بسيارى از اوقات با صفات نيك مانند

احساس مسؤوليت و تصميم بر انجام وظيفه اجتماعى و لزوم مديريت صالح در جامعه و امثال اين ها اشتباه مى شود. در حديث آمده است: «آخِرُ ما يَخْرُجُ مِنْ قُلُوبِ الصِّدِّيقينَ حُبُّ الْجاه; آخرين چيزى كه از محبت دنيا از قلب مؤمنان راستين خارج مى شود، جاه طلبى است».

اين حديث به خوبى نشان مى دهد كه تا چه حد اين رذيله اخلاقى خطرناك است.

لازم به يادآورى است كه اين صفت، پيوند نزديكى با رياكارى و تكبر و عُجب و خودپسندى دارد كه گاه به همين جهت اشتباه مى شود، با اين اشاره به آيات قرآن باز مى گرديم، و چهره هايى از جاه طلبى و عواقب آن را در قرآن مجيد، مورد بررسى قرار مى دهيم:

1ـ در ماجراى سامرى كه در سوره طه از آيه 85 تا 98 آمده است استفاده مى شود كه مسأله جاه طلبى او سبب گمراهى خودش و گمراهى گروه كثيرى از بنى اسرائيل، و بر باد رفتن جمع عظيمى از آنها شد. «قالَ فَاِنّا قَد فَتَنّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ اَضَلَّهُمُ السّامِرِىُّ...فَاَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلا جَسَداً لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا اِلهُكُمْ وَ اِلهُ مُوسَى فَنَسِىَ...

(فرقان ـ 21)

حبّ جاه در روايات اسلامى

در روايات اسلامى از اين صفت رذيله نكوهش شديد شده گاه تحت عنوان «حب جاه»، گاه تحت عنوان «حبّ رياست» و گاه تحت عنوان «شرف» كه به عنوان نمونه، روايات ذيل از ميان انبوه روايات گلچين شده است:

1ـ تأثير مخرّب اين رذيله اخلاقى در دين انسان به قدرى شديد است كه در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «ما ذِثْبانِ ضارِيانِ اُرْسِلا فِى زَرِيبَةِ غَنَم اَكْثَرُ فَساداً فِيها مِنْ حُبِّ الْمال وَ الْجاهِ فِى دِينِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ; دو گرگ درنده كه در آغل گوسفندان رها شوند فساد و خرابى آنها بيشتر از حبّ مال و مقام در دين انسان مسلمان نيست».(1)

مطابق اين بيان، جاه طلبى و مقام پرستى، دين و ايمان انسان را بر باد مى دهد، آنگونه كه گرگ گرسنه گوسفندان را.

2ـ در حديث ديگرى از همان حضرت مى خوانيم: «حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ يُنْبِتانِ النِّفاقَ فِى الْقَلْبِ كَما يُنْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ; علاقه شديد به مقام و مال، نفاق را در قلب انسان مى رويانند همان گونه كه آب سبزه را مى روياند».(2)

3ـ در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ طَلَبَ الرِّئاسَةَ هَلَكَ; كسى كه طالب مقام باشد (و دلباخته آن گردد) هلاك مى شود».(3)

1. ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 492 (حديث 3034).

2. المحجة البيضاء، جلد 6، صفحه 112.

3. اصول كافى، جلد 2، صفحه 297، حديث 2.



برچسبها : اخلاق - قرانی
نوشته شده توسط در شنبه 15 اسفند 1388 ساعت 16:48
17ربیع | عمومي

آن روز در فلك، گل خورشيد جلوه كرد
در آسمان دين مه و ناهيد جلوه كرد

در بيت پاك آمنه در هفده ربيع
مسندنشين كشور توحيد جلوه كرد

 

میلاد نور

 

آمنه مادر رسول خدا(صلى الله علیه و آله) مى‌فرماید:

هنگامى كه باردار محمد(صلى الله علیه و آله) شدم، نورى از او ساطع گردید كه آسمانها و زمین را روشن كرد.

حضرت آمنه مى‌فرماید: چند روزى بر من گذشت كه ناراحت بودم، مى‌دانستم در ماه زایمان هستم. شب ولادت درد من افزون شد و من تك و تنها در اطاق به شوهر جوان‌مرگم عبدالله و به تنهایى و غربت خودم كه دور از سرزمین یثرب افتاده‌ام، فكر مى‌كردم، شاید آهسته آهسته اشك هم مى‌ریختم، از طرفى هم خیال داشتم برخیزم و دختران عبدالمطلب را كنار بسترم بخوانم اما هنوز این خیال قطعى نبود و با خودم مى‌گفتم از كجا معلوم این درد درد زائیدن باشد كه ناگهان به گوشم آوایى رسید كه شادمان شدم، صداى چند زن را شنیدم كه بر بالینم نشسته‌اند و درباره من صحبت مى‌كنند.

از صداى آرام و دلپذیرشان آنقدر خوشم آمد كه تقریبا درد خود را فراموش ‍ كرده بودم، سرم را از روى زمین برداشتم كه ببینم زنانى كه در كنارم نشسته‌اند كجایى هستند و از كجا آمده‌اند و با من چه آشنایى دارند؟ دیدم چقدر زیبا! و چه خوش بو و پاكیزه! من گمان كردم از خانم‌هاى قریش هستند حیرتم از این بود كه چگونه بى خبر به اتاق من آمده‌اند! و چه كسى ایشان را از حال من با خبرشان كرده است ؟

به رسم و روش عرب‌ها كه در برابر عزیزترین دوستانشان قربان صدقه مى‌روند به گرمی گفتم: پدر و مادرم به فداى شما باد از كجا آمده‌اید و چه كسانى هستید؟

آن زن كه طرف راستم نشسته بود گفت: من مریم مادر مسیح و دختر عمرانم !

دومى مى‌گفت: من آسیه همسر فرعون هستم و دو زن دیگرى هم که دو فرشته بهشتى بودند كه به خانه من آمده بودند، دستى كه از بال پرستو نرم‌تر بود به پهلویم كشیده شد دردم آرام گرفت اما نه دیگر چیزى مى‌دیدم و نه چیزى مى‌شنیدم این حالت بیش از چند لحظه دوام نیافت كه آهسته آهسته این حالت محو شد و جاى خود را به نورى روحانى بخشید در روشنایى این نور ملكوتى، پسرم را بر دامنم یافتم كه پیشانى عبودیت بر زمین گذاشته بود و نجوایى نامفهوم گوشم را نوازش مى‌داد با این كه نه گوینده را مى‌دیدم و نه از نجوایش مطلبى در مى‌یافتم باز هم خوشحال بودم .

سه موجود سفیدپوش پسرم را از دامنم برداشته بودند، نمى‌دانستم این سه نفر كیستند از خاندان هاشم نبودند عرب هم نبودند شاید آدمى زاد هم نبودند، اما من مى‌ترسیدم و در عین حال قدرتى كه دستم را پیش ببرد و كودك تازه به دنیا آمده‌ام را از دستشان بگیرد در من نبود، این سه نفر با خودشان دو ظرف آورده و پارچه حریرى كه از ابر سفیدتر و لطیف‌تر بود در كنارشان دیدم .

پسرم را با آبى كه در یكى از آن ظرف‌ها مى‌درخشید در ظرف دیگر شستشو دادند و بعد در میان دو شانه‌اش مُهر زدند و بعد در آن پارچه پیچیدند و برداشتند و با خود به آسمانها بردند، تا چند لحظه زبانم بند آمده بود ناگهان زبان و گلویم باز شد و فریاد زدم ، امّ عثمان، امّ عثمان !

خواستم بگویم كه نگذارند فرزندم را ببرند ولى در همین هنگام چشمم به آغوشم افتاد، اى خدا این پسر من است كه به آغوشم آرمیده است.

 

• ششمین اختر تابناک آسمان امامت حضرت امام جعفر صادق

 

منسوخ شد تمام مكاتب ز جزء و كل
بنيانگذار مكتب جاويد جلوه كرد

تا جلوه‌ كرد ماه رخش، عالم وجود
چون دسته‌هاي گل به شب عيد جلوه كرد
 

 

• ششمین اختر تابناک آسمان امامت حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام درروز جمعه 17 ربیع الاول سال 83 هجری در مدینه و در زمان عبدالملک بن مروان بن حکم دیده به جهان گشود. مادر آن حضرت «ام فروه» دختر قاسم  بن محمد بن ابوبکر می‌باشد. ایشان درسال 148 هجری به دستور منصور عباسی به وسیله انگور زهرآلودمسموم و به شهادت رسید. مدفن مطهر آن حضرت در قبرستان بقیع ودر جوار ائمه بقیع) قرار دارد. (

بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذکر کرده‌اند. درباره زمان شهادت نیزگروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان کردند

• امام صادق علیه‌السلام مدت 12 تا 15 سال بنابر اختلاف با امام سجاد علیه‌السلام و بعد از شهادت جد بزرگوارش مدت 19 سال با امام باقر علیه‌السلام زندگی کرد و توانست به مقدار لازم از خرمن دانش این دوبزرگوار، خوشه چینی نماید. مدت امامت ایشان 34 سال به طول انجامید  که 18 سال در دوره اموی و16 سال در دوره عباسی بوده است.

 • خلفای اموی معاصر امام جعفر صادق علیه‌السلام به ترتیب عبارتند از:

هشام بن عبدالملک (114-125)، ولید بن یزید بن عبدالملک (125-126)، یزید بن ولید بن عبدالملک (126)، ابراهیم بن ولیدبن عبدالملک (2 ماه و 10 روز از سال 126) و مروان بن محمد معروف به مروان حمار(132-126).

خلفای عباسی معاصر امام علیه‌السلام عبارتند از: ابوالعباس عبدالله بن محمد(132-137) و ابوجعفر منصور دوانیقی (137- 148).

 

• از امام جعفر صادق علیه‌السلام هفت پسر و سه دختر برجای ماند که عبارتند از: «اسماعیل »، «عبدالله» و «ام فروه» که مادرشان فاطمه بنت الحسین بن علی بن حسین علیه‌السلام است.

«امام موسی کاظم »، «اسحاق» و «محمد» که مادرشان حمیده خاتون می‌باشد. و «عباس »، «علی »، «اسماء» و «فاطمه» که هریک از مادری به دنیا آمده‌اند.

 

در مکتب امام صادق علیه السلام

رسم رفاقت

دوست‏خوب يكى از سرمايه‏هاى بزرگ زندگى و از عوامل خوشبختى آدمى‏است و انسان در انس با دوست احساس مسرت مى‏كند و شادمانى و نشاطرا در گرو همنشين با رفيق مى‏داند.

«رفيق شايسته‏»، براى جوان جايگاه خاص خويش را دارد و اهميت‏آن به گونه‏اى است كه در شكل دهى شخصيت او نقش بزرگى ايفا كرده،اولين احساسات واقعى نوع دوستى را در وى ايجاد مى‏كند.

جوان از يك سو به كشش طبيعى و خواهش دل، عاشق دوستى و رفاقت‏است و به ايجاد عميق‏ترين روابط دوستانه با يك يا چند نفر ازهمسالان خود هست و از طرف ديگر بر اثر احساسات ناسنجيده و عدم‏نگرش عقلانى ممكن است در دام رفاقت ‏با دوستان نادان و تبهكار افتد () ; از اين رو خطر وجود دوستان بد و ناپاك، اين نگرانى‏را در جوان ايجاد مى‏كند كه «چگونه يك دوست‏خوب و يكدل راانتخاب كنم؟»

امام صادق عليه‌السلام رفقا را سه نوع مى‏داند:

1- كسى كه مانند غذا به آن نياز هست و آن «رفيق عاقل‏» است.

2- كسى كه وجود او براى انسان به منزله بيمارى مزاحم و رنج‏آور است و آن «رفيق احمق‏» است.

3- كسى كه وجودش به منزله داروى شفا بخش است و آن «رفيق روشن‏بين و اهل خرد» است

شيوه انتخاب دوست در نگاه پيشواى ششم، اين گونه است: «رفاقت، حدودى دارد، كسى كه تمام آن حدود را دارانيست، كامل‏نيست، و آن كس كه داراى هيچ يك از آن حدود نيست، اساسا دوست‏نيست:

1- ظاهر و باطن رفيق، نسبت ‏به تو يكسان باشد.

2- زيبايى و آبروى تو را جمال خود بيند و نازيبايى تو را نازيبايى خود بداند.

3- دست‏ يافتن به مال يا رسيدن به مقام، روش دوستانه او رانسبت ‏به تو تغيير ندهد.

4- در زمينه رفاقت، از آنچه در اختيار دارد، نسبت‏ به تو مضايقه ننمايد.

5- تو را در مواقع گرفتارى و مصيبت ترك نگويد.»

 

«دوست آينه تمام نماى دوست‏» است و دو دوست مثل دو دست‏اند كه‏آلايش يكديگر را مى‏شويند و به فرموده امام صادق عليه‌السلام: «كسى كه‏بيند دوستش روش ناپسندى دارد و او را بازنگرداند، با آنكه توان‏آن را دارد، به او خيانت كرده است.»)

امام صادق عليه‌السلام ضمن تاكيد فراوان به‏انتخاب دوست‏خوب و پايدارى‏در اين دوستى، جوانان را از رفاقت‏با نادان و احمق پرهيزمى‏دهد: «كسى كه از رفاقت‏ با احمق پرهيز نكند، تحت تاثير كارهاى‏احمقانه وى قرار مى‏گيرد و اخلاقش همانند اخلاق ناپسند اومى‏شود.»)

در فرهنگ نورانى حديثى ما، جوانان را از رفاقت ‏با «بدنامان‏»برحذر داشته،  آنان را به دورى از دوستان خائن و متجاوز وسخن چين ترغيب مى‏سازند، امام صادق عليه‌السلام مى‏فرمايد: «از سه طائفه مردم كناره‏گيرى كن و هرگز طرح دوستى و رفاقت‏باآن مريز; خائن، ستمكار و سخن چين. زيرا كسى كه براى تو به‏ديگرى خيانت كند، روزى نيز به تو خيانت‏خواهد كرد و كسى كه‏براى تو به ديگران ظلم و تجاوز كند، به تو نيز ظلم خواهد كرد وكسى كه از ديگران نزد تو سخن چينى كند، عليه تو نيز نزد ديگران‏نمامى خواهد نمود

جوانان را دريابيد! به آنان حديث و دين بياموزيد، پيش از آن‏كه بر شما پيشى‏گيرند

راه و «رسم رفاقت‏» در ثبات و پايدارى دوستى مؤثر است، گوشه‏اى‏از شيوه آن را در كلام امام صادق عليه‌السلام مى‏نگريم:

«كمترين حق آن است كه: دوست‏بدارى براى او چيزى كه براى خود دوست مى‏دارى. كراهت داشته‏باشى در حق او، از آن‏چه براى خود كراهت دارى. از خشم او بپرهيزى، به دنبال رضا و خشنودى او باشى. با جان و مال و زبان و دست و پايت او را كمك كنى. مراقب و راهنماى او و آيينه او باشى. سوگندش را قبول كنى، دعوتش را اجابت نمايى، هرگاه بيمار شد، به عيادتش بروى و هرگاه فهميدى حاجتى دارد، قبل از اين كه ‏بگويد، آن را انجام دهى، و وى را ناگزير نكنى كه انجام كار را از تو در خواست كند...»




برچسبها : 17ربیع
نوشته شده توسط حسین متقی در پنجشنبه 13 اسفند 1388 ساعت 12:16
17ربیع | عمومي
 
شب شوق و شب وجد و شب شور و شب پیدایش نور و شب تکرار تجلای رسولان الهی رسد از ارض و سما و ملک و حور و گواهی که شب هجر سر آمد سحر آمد سحر آمد خبر آمد خبر آمد که شد از آب تهی رود سماوه شده چون دامن تفتیده ی صحرای قیامت کف دریاچه ی ساوه خبری تازه به گوش و رسد از غیب سروش و شده آتشکده ی فارس خموش و عجبا اینکه فرو ریخته یکباره به هم کنگره ی کاخ مدائن نفس پادشهان حبس شده در دل و گشتند همه لال ز گفتار به امر احد خالق دادار دگر راه سماوات به شیطان شده مسدود بتان یکسره بر خاک فتادند و نگویند مگر ذکر خداوند و رسول دو سرا را.
عرش و فرش و ملک و آدمی و کوه و در و دشت و یم و قطره مهر و مه و سیاره و منظومه ی شمسی و کرات و همه افلاک الی این کره ی خاک ز برگ و بر و ریگ و حجر و شاخه و نخل و ثمر و بام و در و مرد و زن و پیر و جوان ابیض و اسود همه گویند درود و صلوات از طرف ذات خداوند تبارک و تعالی و همه عالم خلقت به خصال و به کمال به جلال و به جمال قد و بالای محمد که خداوند و ملایک همه گویند درودش همه خوانند ثنایش همه مشتاق لقایش همه عالم به فدایش همه مرهون عطایش که خدا خلق نموده است به یمن گل رویش فلک و لوح و قلم را ملک و جن و بشر را همه ارض و سما را.
چار ماه است که گردیده به تن آمنه را جامه ی ماتم به رخش هاله ای از غم غم عبدالله والا گهرش شوهر نیکو سیرش اشک روان از بصرش اشک نه خون جگرش خون نه که یاقوت ترش بود یکی غنچه از آن لالهی پرپر ثمرش داشت چو جانی به برش بلکه ز جان خوب ترش مونس شام و سحرش تا که شبی دید همان مادر دلباخته در خواب که در دست گرفته است گلی خرم و شاداب که برده است ز گل های دگر آب نظر کرد بر آن لاله ی فرخنده که برگشت یکی قرص قمر گشت به یک لحظه پسر گشت نکوتر ز پدر گشت چو بیدار شد از خواب، خوش و خرم و شاداب دلش شد ز شعف آب به یاد آمدش این نکته که نه ماه تمام است مه حسن ختام است رسیده مه میلاد گرامی پسرش بر رخ قرص قمرش خندد و بی پرده کند سیر تماشای خدا را.
لحظه ها بود بر آن مادر فرخنده ی افراشته اقبال بسی بیشتر از سال شب و روز زدی طایر جانش ز شعف بال که کی جلوه کند از صدف آن گوهر اجلال که یک بار دگر نیمه شبی خواب ربودش همه شد نور وجودش ز عنایات خداوند ودودش عجبا دید که خورشید زپهلوش درخشید و فروغ ابدیت به جهان یکسره بخشید به ناگه در پاکش ز صدف داد ندا کای صدف گوهر یکتای خدا مادر انوار هدی خیز که هنگام فراقت به سر آمد شب تنهایی و اندوه و غمت را سحر آمد شب میلاد گل گلشن هستی به نجات بشر آمد چه مبارک سحری بود که ناگاه به هم درد فشردش شبی آرام در آن حجره ی خاموش نه یاری نه قراری تک و تنها ز دم احمدی خویش پراکنده در امواج فضا عطر دعا را.
دگر از درد گل انداخته رخسار نکویش شده انوار خداوند فروزنده ز رویش نگهش سوی سما بود و همه محو خدا بود که سقف حرمش لاله صفت باز شد و لحظه ی اعجاز شد و با خبر از راز شد و دید در آن درد و الم چارزن پاک تو گویی که رسیدند ز افلاک و همانند ندارند به روی کره ی خاکی یکی حضرت حوا و دگر مریم عذرا و دگر هاجر و سارا همه مبهوت جلالش همه بر دور جمالش همه دیدند مقامش همه گفتند سلامش بگرفتند در آغوش چو جانش زهی از عزت و شانش نگه هاجر و سارا به گلستان رخ حور نشانش که در آن لحظه کف دست به پهلوش کشید از دو طرف مریم عذرا که به یکباره به پا خواست صدای خوش تکبیر ز کوه و شجر و دشت و در مکه جهان غرق در انوارالهی شد و دیدند که مرآت جمال احد قادر سرمد مدنی مکی ابوالقاسم و محمود و محمد نبی امی خاتم به روی دامن مریم ز فروغ رخ خود کرد منور همه جا را.
بشنوید از دو لب آمنه آن مادر فرخنده ی احمد که چو بگذاشت قدم بر کره ی خاک محمد ز رخش نور عیان گشت و فروزنده از آن نور جهان گشت که با جلوه ی ماه رخ او دیدمی از دور قصور یمن و شام و به گوش آمدم از جانت معبود ندایی که الا آمنه زادی پسری را که بود از همه ی خلق سرآمد که بود آینه ی طلعت ذات احد قادر سرمد که بود آینه ی طلعت ذات احد قادر سرمد که بود کنیه ابوالقاسم و نام احمد و محمود و محمد که در آن حال همان چار زن پاک، تن خوب تر از جان ورا شسته به ابریق بهشتی پس از آن مریم عذرا به یکی حله ی زیبای بهشتش بپوشاند و لب خویش به لبخند گشودند و سلامش بنمودند و ستودند مقام و شرف و عزت آن پاک ترین عبد خداوند نما را.

سید محسن احمد زاده

.



برچسبها : 170 - 17ربیع
نوشته شده توسط حسین متقی در چهارشنبه 12 اسفند 1388 ساعت 16:36
هفته وحدت | عمومي

بسم الله الرحمن الرحیم

در ایام ولادت رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم وهفته وحدت لازم است خوانندگان محترم به این نکته توجه داشته باشند که مراد از وحدت چیست؟ ایامراد این است که پیروان یک مذ هب از مذهب خود ویا پاسخ گویی به شبهات دیگران ویا دفاع عالمانه از مذهب خود دست بردارند ؟ مسلما پاسخ این سوال منفی است .دانشمندان بزرگ شیعه درحالی که برای وحدت مسلمانان تلاش میکردند در جهت دفاع از حقانیت مذهب شیعه وخنثی کردن تفرقه افکنی های شیاطین مجاهدتها داشته اند .علامه بزرگوار امینی صاحب الغدیر مرحوم شرف الدین مرحوم علا مه سیدنا الاستاد مرتضی العسکری نمونه های شناخته شدهای از تلاشگران در این زمینه هستند .

از این روی توجه خونندگان را به مقا له ای از استاد شهید ایه الله مرتضی مطهری (ره) جلب می نمایم (1)

  • الغدیر و وحدت اسلامی

كتاب شریف " الغدیر " موجی عظیم در جهان اسلام پدید آورده است

اندیشمندان اسلامی ، از زوایا و جوانب مختلف : ادبی، تاریخی، كلامی، حدیثی، تفسیری، اجتماعی بدان نظر افكنده‏اند. آنچه از زاویه اجتماعی‏ می‏توان بدان نظر افكند، " وحدت اسلامی " است.

مصلحان و دانشمندان روشنفكر اسلامی عصر ما ، اتحاد و همبستگی ملل و فرق‏
اسلامی را ، خصوصا در اوضاع و احوال كنونی كه دشمن از همه جوانب بدانها
هجوم آورده و پيوسته با وسايل مختلف در پی توسعه خلافات كهن و اختراع‏
خلافات نوين است ، از ضروريترين نيازهای اسلامی می‏دانند . اساسا چنانكه‏
می‏دانيم وحدت اسلامی و اخوت اسلامی ، سخت مورد عنايت و اهتمام شارع‏
مقدس اسلام بوده و از اهم مقاصد اسلام است . قرآن و سنت و تاريخ اسلام‏
گواه آن می‏باشد .
از اين رو ، برای برخی اين پرسش پيش آمده كه آيا تأليف و نشر كتابی‏
مانند " الغدير " كه به هر حال موضوع بحث آن ، كهنترين مسئله خلافی‏
مسلمين است مانعی در راه هدف مقدس و ايده آل عالی " وحدت اسلامی "
ايجاد نمی‏كند ؟
ما لازم می‏دانيم مقدمتا اصل مطلب را - يعنی مفهوم و حدود وحدت اسلامی -
را روشن كنيم ، سپس نقش كتاب شريف " الغدير " و مؤلف جليل القدرش‏
، " علامه امينی " رضوان الله عليه ، را توضيح دهيم .

مشترك دارند و در يك تمدن عظيم و با شكوه و سابقه دار شركت دارند .
وحدت در جهان بينی ، در فرهنگ ، در سابقه تمدن ، در بينش و منش ، در
معتقدات مذهبی ، در پرستشها و نيايشها ، در آداب و سنن اجتماعی خوب‏
می‏تواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتی عظيم و هايل به وجود آورد كه‏
قدرتهای عظيم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمايند ، خصوصا اينكه در متن‏
اسلام بر اين اصل تأكيد شده است . مسلمانان به نصر صريح قرآن برادر
يكديگرند و حقوق و تكاليف خاصی آنها را به يكديگر مربوط می‏كند . با اين‏
وضع چرا مسلمين از اين همه امكانات وسيع كه از بركت اسلام نصيبشان گشته‏
استفاده نكنند ؟
از نظر اين گروه از علمای اسلامی ، هيچ ضرورتی ايجاب نمی‏كند كه مسلمين‏
به خاطر اتحاد اسلامی ، صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول يا فروع مذهبی‏
خود بنمايند . همچنانكه ايجاب نمی‏كند كه مسلمين درباره اصول و فروع‏
اختلافی فيمابين ، بحث و استدلال نكنند و كتاب ننويسند . تنها چيزی كه‏
وحدت اسلامی ، از اين نظر ، ايجاب می‏كند ، اين است كه مسلمين برای‏
اينكه احساسات كينه توزی در ميانشان پيدا نشود ، يا شعله ور نگردد
متانت را حفظ كنند ، يكديگر را سب و شتم ننمايند ، به يكديگر تهمت‏
نزنند و دروغ نبندند ، منطق يكديگر را مسخره نكنند ، و بالاخره ، عواطف‏
يكديگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند . و در
حقيقت لااقل حدودی را كه اسلام در دعوت غير مسلمان به اسلام ، لازم دانسته‏
است ، درباره خودشان رعايت كنند . « ادع الی سبيل ربك بالحكمة و
الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن .....ادامه دارد.

1- شش مقاله شهید مطهری



برچسبها : هفته - وحدت
نوشته شده توسط حسین متقی در شنبه 08 اسفند 1388 ساعت 16:55
امام زمان | عمومي

گلچینى از سخنان امام مهدى(عج)

تشرف، امام زمان ،مهدی ،جمکران ،تبیان

در اینجا به پای برخی از سخنان زیبا و تامل برانگیز امام عصر(عج) می‌نشینیم. گویا در محضر حضرتش نشسته و به فرمایشات ایشان گوش فرا می‌دهیم.

1. من مهدى و قائم الزمان هستم. من آن كسى هستم كه زمین را پر از عدل مى‏كنم، همانگونه كه پر از ستم شده است. زمین هرگز از حجت خالى نمى‏ماند و مردم در وقفه نمى‏مانند و این امانتى است كه جز به برادرانت از اهل حق مگو .(1)

2. من ذخیره خدا در زمین و انتقام گیرنده دشمنانش هستم.(2)

3. من آخرین وصى هستم كه خداوند بزرگ به وسیله من گرفتارى‏ها را از خاندان و شیعیانم دور مى‏گرداند.(3)

4. من هنگام قیام آنچنان قیام خواهم كرد كه بیعت هیچ یك از سركشان به گردنم نیست.(4)

5. كیفیت بهره‏بردارى مردم از من در زمان غیبت، همانند بهره‏بردارى آنان از خورشید است، هنگامى كه ابر خورشید را از دیدگان پنهان كند.(5)

6. وجود من براى اهل زمین موجب امان است، همانگونه كه ستارگان براى اهل آسمان‏ها موجب امان هستند.(6)

7. زمین هیچگاه خالى از حجت نیست، یا آن حجت آشكار است یا پنهان.(7)

8. هنگامى كه خدا به ما اجازه سخن گفتن بدهد، حق آشكار شود و باطل‏ نابود گردد.(8)

9. هر كس كه ما از او بیزارى جوییم، خدا و فرشتگان و پیامبران و اولیایش نیز از او بیزارى مى‏جویند.(9)

10. اما ظهور فرج، پس آن به اراده خدایى است كه یادش بزرگ است و هر كس(براى ظهور) وقت تعیین كند، دروغ گفته است.(10)

11. براى تعجیل فرج بسیار دعا كنید، زیرا همین موجب فرج و گشایش شماست.(11)

12. از آنچه برایتان سودى ندارد پرسش نكنید و خود را براى دانستن آنچه از شما نخواسته‏اند به زحمت نیندازید.(12)

13. فاطمه(علیهاالسلام) دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) براى من الگو است.

14. از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و كارها را به ما بسپرید. پس بر ماست كه شما را از سرچشمه سیراب برگردانیم، همانگونه كه بردن شما به سوى سرچشمه به ‏وسیله ما بوده است و در پى آنچه از شما پوشیده شده است، نروید.(13)

15. از راه راست به راه چپ منحرف نشوید و مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است، به طرف ما قرار دهید.(14)

16. هر فردى از شما باید به آنچه عمل كند كه به وسیله آن به دوستى ما تقرب جوید و از آنچه او را پست مى‏گرداند كه همانا ناخوش داشتن و خشم ماست، دورى نماید.(15)

17. ما از رسیدگى و سرپرستى شما كوتاهى نمى‏كنیم و یاد شما را از خاطر نمى‏بریم كه اگر جز این بود از هر سو گرفتارى بر شما فرود مى‏آمد و دشمنان، شما را از بین مى‏بردند، پس از خداى بزرگ بترسید.(16)

18. اگر محبت شما را نداشتیم و صلاحتان را نمى‏دیدیم ترحّم و شفقت بر شما نبود، گفت و گوى با شما را ترك مى‏كردیم.(17)

19. اموالى كه شما به ما مى‏رسانید، ما آنها را نمى‏پذیریم، مگر آن كه پاكیزه شوید. پس هر كس مى‏خواهد آنها را به ما برساند و هر كس مى‏خواهد نرساند، آنچه خدا به ما داده بهتر است از آنچه به شما داده است.(18)

20. از رحمت خدا دور است دور! كسى كه نماز مغرب را به اندازه‏اى به تأخیر بیندازد تا ستاره‏ها آشكار شوند. از رحمت خدا دور است دور! كسى كه نماز صبح را به اندازه‏اى تأخیر بیندازد، تا ستاره‏ها ناپدید شوند.(19)

21. هیچ چیز مانند نماز، بینى شیطان را به خاك نمى‏ساید. پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاك بساى.(20)

22. وقتى براى هیچ كس جایز نیست كه در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف كند، پس چگونه این كار در مال ما جایز مى‏شود؟(21)


پی‌نوشت‌ها:

1- اكمال الدین و اتمام النعمه، ص 445.

2- بحارالانوار، ج 52، ص 24.

3- اكمال الدین و اتمام النعمه، ص 441.

4- همان، ص 485.

5- همان، ص 485.

6- همان، ص 485.

7- همان، ص 511.

8- همان، ج 53، ص 196.

9- احتجاج، ج 2، ص 474.

10- اكمال الدین و اتمام النعمه، ص 484.

11- همان، ص 485.

12- بحارالانوار، ج 52، ص 892.

13- همان، ص 179.

14- همان، ص 179.

15- همان، ص 176.

16- همان، ص 175.

17- همان، ص 179.

18- اكمال الدین و اتمام النعمه، ص 484.

19- بحارالانوار، ج 53، ص 161.

20- همان، ج 51، ص 339.

21- اكمال الدین و اتمام النعمه، ص 521، (شاید اشاره به خمس و سهم امام باشد).

برگرفته از کتاب سپیده امید، سیدحسین اسحاقى

تبیان،



برچسبها : امام - زمان
نوشته شده توسط حسین متقی در چهارشنبه 05 اسفند 1388 ساعت 10:39
امام عسگری | عمومي

ابعاد

  •    هفتگانه فعالیت امام حسن عسکری علیه‌السلام

    امام حسن عسکری
  • امام عسکری علیه‌السلام با وجود همه این فشارها و نظارت‌ها و مراقبت‌های بی‌وقفه حکومت عباسى، یک سلسله فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و علمی در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضداسلامی انجام می‌داد که می‌توان آنها را بدین‌گونه خلاصه کرد:

  • 1. کوشش‌های علمی در دفاع از آیین اسلام و رد اشکال ها و شبهه های مخالفان، و نیز تبیین اندیشه صحیح اسلامى؛
  • 2. ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف از طریق تعیین نمایندگان و اعزام پیک‌ها و ارسال پیامها؛
  • 3. فعالیت های سرّی سیاسى، با وجود تمام نظارت‌‌ها و مراقبت های حکومت عباسى؛
  • 4. حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، ‌به‌ویژه یاران خاص خود؛
  • 5. تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات؛
  • 6. استفاده گسترده از آگاهی غیبی برای جلب منکران امامت و دل‌گرمی شیعیان؛
  • 7. (و از همه مهمتر) آماده‌سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود، امام دوازدهم.

  • از آنجا که غائب شدن امام و رهبر، یک حادثه غیرطبیعی و نامأنوس است و باور کردن آن و نیز تحمل مشکلات ناشی از آن برای نوع مردم دشوار است، پیامبر اسلام و امامان پیشین، به‌تدریج مردم را با این موضوع آشنا می‌ساختند و افکار را برای پذیرش آن آماده می‌کردند.
  • این تلاش در عصر امام هادی و امام عسکری- علیهما‌السلام- که زمان غیبت نزدیک می‌شد، به صورت محسوس‌تری به چشم می‌خورد؛ چنان‌که در زندگی امام هادی -علیه‌السلام-، آن حضرت اقدامات خود را نوعاً توسط نمایندگان انجام می‌دادند و کمتر شخصاً با افراد تماس می‌گرفتند.
  • این معنا در زندگی امام حسن عسکری علیه‌السلام جلوه بیشتری یافت؛ زیرا امام از یک‌سو، با وجود تأکید بر تولد حضرت مهدی -عجل‌الله‌فرجه-،‌او را تنها به شیعیان خاص و بسیار نزدیک نشان می‌داد و از سوی دیگر تماس مستقیم با خود آن حضرت روز‌به‌روز محدودتر و کمتر می‌شد، تا آنجایی که حتی سخنان خود را با اصحاب از پشت پرده بیان می‌کردند و حتی در خود شهر سامرا نیز به مراجعات و مسائل شیعیان از طریق نامه یا توسط نمایندگان خویش پاسخ می‌دادند و بدین‌ترتیب آنان را برای تحمل اوضاع و شرایط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیرمستقیم با امام آماده می‌ساختند. این همان روشی است که بعدها امام دوازدهم در زمان غیبت صغری در پیش گرفتند و شیعیان را به‌تدریج برای دوران غیبت کبری آماده ساختند.

  • تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان

 



برچسبها : امام - عسگری
نوشته شده توسط حسین متقی در سه شنبه 04 اسفند 1388 ساعت 10:40
هشتم ربیع | عمومي

عید رمضان امد وماه رمضان رفت

صد شکر که این امد وصد حیف که ان رفت

شهادت امام حسن عسکری علیه الاسلام را به فرزند بزرگوارشان امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف وشیعیان ان حضرت تسلیت میگوییم



برچسبها : هشتم - ربیع
نوشته شده توسط حسین متقی در دوشنبه 03 اسفند 1388 ساعت 18:15
اعمال | عمومي


روز هشتم ماه ربیع الاول
شهادت امام حسن عسكرى در سال 260 ق .
1. خواندن زيارت امام حسن عسكرى (ع ) و امام زمان (ع ).
روز نهم
1. غسل .
2. شكر و عبادت خداوند متعال .
3. پوشيدن لباس نو.
4. گشاده دستى بر خانواده .
5. اطعام دوستان و شاد نمودن آنها.
روز دهم
وفات عبدالمطلب در سال 8 عام الفيل .
ازدواج پيامبر (ص ) با خديجه در سال 25 عام الفيل .
1. روزه داشتن .
روز دوازدهم ماه
ورود پيامبر اكرم (ص ) به مدينه در سال سيزدهم بعثت .
انقراض دولت بنى اميه در سال 131 ق .
1. روزه داشتن .
2. نماز گزاردن . دو ركعت نماز به اين ترتيب در ركعت اول ، بعد از سوره حمد، سه مرتبه سوره كافران ، و در ركعت دوم . بعد از حمد سه مرتبه سوره توحيد خوانده شود.
روز چهاردهم ماه
1. روزه گرفتن .

----------------------------------------------------------------------------------------------------
روز هفده هم ماه
ميلاد پيامبر اكرم (ص ) در عام الفيل . ولادت امام جعفر صادق (ع ) در سال 83 ق .
1. غسل .
2. روزه داشتن . از چهار روز ممتاز است است كه ثواب روزه داشتن در آن ، معادل ثواب شصت سال روزه رفتن است .
3. نماز گزاردن . به دو ركعت به هنگام بالا آمدن خورشيد. بدين شرح : در هر ركعت ، بعد از حمد، ده مرتبه سوره قدر و ده مرتبه سوره توحيد خوانده شود.
4. خواندن زيارت پيامبر اكرم (ص ).
خواندن زيارت حضرت على (ع ).
6. گرامى داشتن اين روز (جشن و سرور )
آشنايى با زندگى حضرت رسول (ص ).
حضرت محمد (ص )، دو روز جمعه 17 ربيع الاول عام الفيل در مكه مكرمه به دنيا آمد و در 28 صفر سال 11 هجرى قمرى در مدينه منوره رحلت نمود و در آنجا به خاك سپرده شد. مدت عمر ايشان 63 سال بود. مادر آن حضرت ، آمنه دختر وهب و پدرش عبدالله فرزند عبدالمطلب بود.پدر را قبل از ولادت و مادر را در پنج سال گى از دست داد. سرپرستى ايشان را عبدالمطلب و سپس ابوالطالب بر عهده داشتند: مورخان ، فرزندان آن بزرگوار را هفت تن ذكر نموده اند: 1. قاسم ، 2. عبدالله ، 3. رقيه ، 4. زينب ، 5. ام كلثوم ، 6. فاطمه (س )، 7. ابراهيم .
از فرزندان پيامبر (ص ) بجز ابراهيم كه مادرش ماريه بود، بقيه از خديجه س ‍ متولد شدند. و غير از حضرت فاطمه (س ) ساير فرزندان حضرت ، در زمان حيات او از دنيا رفتند. زندگى سراسر نور پيامبر (ص ) را مى توان به دو دوره تقسيم كرد:
1. قبل از بعثت
پنج سال از عمر شريف پيامبر (ص ) در كودكى در صحرا، نزد قبيله بنى سعد سپرى شد. دوران جوانى ،مدتى به شبانى و مدتى نيز به تجارت مشغول بود و در اين مدت سفرهايى به خارج از مكه داشت . رسول خدا (ص ) در 25 سال گى با خديجه (س ) ازدواج كرد.
2. بعد از بعثت .
آن حضرت در سن چهل سالگى در 27 رجب 40 عام الفيل به پيامبرى مبعوث شد. مدت پيامبرى ايشان 23 سال به طول انجاميد كه سيزده سال از اين مدت را در مكه گذراند.
بعضى از رويدادهاى مهم اين دوره عبارت است از:
1) علنى ساختن دعوت پس از گذشت سه سال از بعثت ؛
2) هجرت جمعى از مسلمانان به حبشه ؛
3) محاصره اقتصادى سياسى پيامبر (ص ) و يارانش به مدت سه سال ، و حادثه شعيب ؛
4)وفات عبدالمطلب ، ابوطالب و خديجه ، حاميان پيامبر (ص )
5)پيمان حضرت با گروهى از خزرجيان مدينه
6) معراج پيامبر (ص )
7) هجرت پيامبر (ص ) به مدينه در اول ربيع الاول 53 عام الفيل .
همچنين ده سال آخر رسالت ، در مدينه گذشت ، برخى از حادثه هاى مهم اين مدت ، عبارت است از:
1)ايجاد تشكل سياسى ، با ساختن مسجد، فرستادن سفير، برپايى نماز جمعه و ...
2)جنگ هاى متعدد با مشركان قريش و يهوديان .
3) فتح مكه ؛
4) جريان غدير و تعيين وصى و خليفه ، براى اتمام رسالت و اكمال دين و اتمام نعمت . سيره پيامبر گرامى ، در زندگى فردى ، اجتماعى ، معنوى و ...
بهترين الگو براى مسلمانان است و كتابهايى نيز در اين موضوع ، نوشته شده است كه برخى از آنها اشاره مى شود:
1. سنن النبى ، سيد محمد حسين طباطبائى - به فارسى ترجمه شده است .
2. سيره نبوى . مرتضى مطهرى .
3. سيره نبوى ، مصطفى دلشاد تهرانى .
4. چهل حديث سنت نبوى ، جواد محدثى
از سخنان آن حضرت است :
ليس منا من عيش مسلما او ضره او ماكره .
از ما نيست آن كه بر مسلمانى دغل كند يا آسيب رساند و يا نيرنگ زند.



برچسبها : اعمال
نوشته شده توسط حسین متقی در پنجشنبه 29 بهمن 1388 ساعت 13:54
ماه ربیع الاول | عمومي

ماه ربیع الاول سومین ماه از ماههای قمری و از ماه های فرخنده برای شیعیان است. حادثه مهم و تاریخی لیله المبیت ، هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام، ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه علیهاسلام، آغاز امامت امام مهدی علیه السلام، عیدالزهرا و هلاکت یزید بن معاویه از جمله حوادث فرخنده این ماه است.
همچنین غزوه بنی نضیر در سال 4 قمری، صلح امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه در سال 41 قمری، ، شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 قمری، واقعه احراق مکه در هنگام جنگ یزید با عبدالله بن زبیر در سال 64 قمری، حادثه صاحب زنج و قتل سیصد هزار نفر از مردم بصره به دست موفق عباسی در سال 258 از دیگر حوادث مهم ماه ربیع الاول است.

منابع :
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 70؛ مفاتیح الجنان، ص
534



برچسبها : ماه - ربیع - الاول
نوشته شده توسط در چهارشنبه 28 بهمن 1388 ساعت 23:03
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: برای مشاهده هر پوشه یا مطلب کافیست بروی عنوان آن کلیک نمائید تا باز یا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  [11]  [12]  [13]  
لیست برچسبهای وبلاگ
درآستانه - ایات - درتغتنامه - عید - بازگشت - میلاد - مسجد - وخانواده - سید - هشدار - مگوییم - صادق - الاول - ذکر - احکام - اخر - خواب - توجه - لَیْلَةُ - قرانی - عیدتان - پاسخ - تربت - بررسی - تذکر - مقدس - عاشورا - رضا - اعتیاد - شهادت - بانک - باد - میهمانی - معاملات - القعده - رهبری - لقطه - سال - معصومه - معارف - ربیع - درمحضر - پیروزی - عاشورای - تداوم - مبارک - hnhli - شام - آیات - زمان - امام - ادامه - الحجه - سنتها - انقلاب - روز - هادی - حضرت - مباهله - تولد - صحن - نمازآیات - مصطفی - قسمت - خورشیدگرفتگی - اربعین - دهخدا - غدیر4 - غدیریه - جدیدترین - تقویم - دراستانه - علیه - الْقَدْرِ - نیوز - فطر - نماز - انتها - مورد - نزدیک - سنتهای - 17ربیع - امار - هشتم - سیاسی - خاطره - عاشقان - محبت - قدیم - بمناسبت - نکته - سوم - میمه - روز25ذی - درموردخواب - رویت - نظرات - رحلت - عیدین - هلال - سوال - ازدواج - مطلب - درلغتنامه - رعایت - kbv - عبادی - القدر - رهبرانقلاب - نذر - تتت - راهپمایی - هفته - احکامی - اهل - المفسرین - ماهواره - اعمال - نقل - یاداوری - عرف - رجا - غدیر - خبر - درمیمه - عزاداری - محدم - یادیک - سالگرد - جواد - وحدت - ماه - خوانندگان - یاد - اخلاق - علیهالسلام - لیله - اموات - سفیرولایت - همشهری - 0 - hni - مقتل - اطلا - قبل - هفتم - مشهد - سلام - فرهنگ - قدس - اطلاعیه - استفتائات - باقر - دهه - محرم - نذر2 - تسلیت - السلام